طیف وسیعی از موضوعات که پیرامون مسائل متعدد روزمره و اجتماعی هستند، فهم و ادراک لهجه آموزان را تقویت می کند. به خواسته لبریز نمودن این خلاء، ترفندهای متمایز را میتوان به عمل گرفت که از جملهٔ مهمترین آنها می توان به شناخت کلیدی اصطلاحاً Pre-fabricated Sentnces و Gap Fillers، شعور معنای ضمنی واژگان و همینطور اصطلاحات روزمره و عامیانهٔ انگلیسی اشاره کرد که در ادامه به آن‌ها آموزش لهجه انگلیسی حروف الفبا به جهت کودکان خوا‌هیم پراخت. در حقیقت، اکثری از زبانآموزان هستند که بر حسب عشق و علاقه شروع به محافظت کردن طیف متنوعی از واژگان میکنند بی خبر از این که چنین واژگانی موردها استفادهٔ مقداری در گویش فارسی دارا هستند چه رسد به هم اندازه آن‌ها در دیگر زبانها! دارای مطالبه چنین اهدافی، این تیم بر آن می باشد تا الگوی قابل قبولی به جهت تدریس لهجه انگلیسی در محیطهای متعدد تحصیلی از جمله مدرسه، مؤسسات آموزشی و دانش کده فراهم آورد و همینطور اساسی سعی و پشتکار به تنظیم و پایه گذاری کردن مطالب درسی برخاسته از زندگی اشخاص ساکن گامی اگر‌چه ریز به سوی کسب دانش درخور، جامع و گسترده بردارد. هم اکنون به حیث می‌رسد که چنین گزارهای احتمالاً برای خوانندهای که فرض نماییم بیش از سه ده سال از عمرش میگذرد و قصد داراست تا زبانی همچون زبان انگلیسی را فرا بگیرد یه خرده ناامیدوارکننده باشد اما در اینجا نیاز میباشد تا با تئوری دیگری پایین تیتر اثر آرنولد آشنا شویم. اکتساب و یادگیری دو مقولهٔ تماماً مستقل در دعوا SLA هستند به طوری که میتوان گفت Acquisition (اکتساب) فرآورده فرایندی کاملاً ناخودآگاه است؛ دقیقاً شبیه به عبارتی چیزی که بچهها در یادگیری لهجه مادری خویش تجربه می نمایند به طوری که مستضعف تعاملی معنادار در زبان مقصد (مثلاً لهجه انگلیسی) و ارتباطات انسانی به شکلی طبیعی (همانطور که بین یک مادر و فرزند اتفاق میافتد) است ولی Learning (یادگیری) کالا فرآیندی تماماً خودآگاه در قالب دستورالعملهای آموزشی رسمی است مثل زمانی که در مورد گرامر زبان انگلیسی سر کلاس درس چیزهایی فرا میگیریم و نیاز به توضیح نمی باشد که در صورتی که بتوانیم محفظه آموزشی را به پروسه Acquisition نزدیکتر کرده و تا حد قابلیت از Learning مسافت بگیریم، پروسهٔ یادگیری لهجه دوم راحتتر میگردد. مخاطب این مقاله میتواند آن نوع از علاقمندان به مبحث فراگیری زبانهای خارجی باشد که پس از گذشت سالهای دراز و صرف زمانه در مؤسسات آموزشی و مطالعهٔ کتب مختلف، نتوانستهاند به هدف خویش دست یابند و نیاز به توضیح نیست که آنچه موجب میگردد تا یک زبانآموز نتواند به هدف خویش برسد را هیچ گاه نمیشود یکجانبه مورد نقد و تحلیل قرار بخشید به طوری که مجموعهای از دست اندرکاران میباشند که در حالتی که به طور هم زمان تولید گردند، میتوانند زبانآموز را در این شیوه حساس خلل مواجه سازند که در این راستا در این نوشته عملکرد شده که تا حد ممکن عواملی گزینه تحلیل قرار گیرند که میتوانند در عدم پیروزی زبانآموز در مسیر آموزشی نقش مهمی ایفا کنند.

ایندکسر